شمس الدين حافظ
535
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
451 - « شيريندهنان » شاهِ شمشادقدان خسروِ شيريندهنان * كه به مژگان شكند قلبِ همه صفشكنان مست بگذشت و نظر بر من درويش انداخت * گفت : كاى چشم و چراغِ همه شيرينسخنان تا كى از سيم و زَرت كيسه تُهى خواهد بود * بندهء من شو و برخور ز همه سيمتنان كمتر از ذره نئى ، پست مشو ، مهر بورز * تا به خلوتگه خورشيد رسى چرخزنان بر جهان تكيه مكن ور قدحى مىدارى * شادى زُهرهجبينان خور و نازك بدنان پيرِ پيمانهكشِ من كه روانش خوش باد * گفت : پرهيز كن از صحبتِ پيمانشكنان با صبا در چمنِ لاله سحر مىگفتم * كه شهيدانِ كهاند اين همه خونينكفنان دامنِ دوست بدست آر و ز دشمن بگسل * مرد يزدان شو و ايمن گذر از اهرمنان گفت : حافظ من و تو محرمِ اين راز نِهايم * از مىِ لعل حكايت كن و شيريندهنان * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( يار ما شاه شمشادقدان و شاه شيريندهنان و ملك زيبايى است كه با تير مژگان خود قلب دليران صفشكن را مىشكند در نتيجه ، همه درمانده و مغلوب او هستند ) برخور ( بهرهمند و برخوردار ) معنى بيت ( 4 ) ( كمتر از ذره كه نيستى ، پست مشو و از مقام خود پايين ميا و عشق بورز تا گردشكنان به سراپردهء آفتاب برسى و كمال يا بى ) مفهوم بيت ( 5 ) ( بر دنيا تكيه مكن اگر شرابى دارى به عشق محبوبان لطيف اندام و زيبارو بنوش ) پير پيمانهشكن ( مرشد ) محرم ( رازدار ) نهايم ( نيستم ) مى لعل ( شراب قرمز ) شيريندهنان ( ياران خوشلبودهن ) بگسل ( از مصدر گسستن و گسليدن - جدا شو ) مرد يزدان ( مرد راه حق ) * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 2 و 3 و آخر فرمايد : ( معشوق سرمست از كنار من عبور كرد و به عنايت به اين فقير نگاه كرد و گفت : اى روشنى چشمان و نور بزم شاعران شيرين زبان تا چند تهيدست و فقير باشى برخيز و بندهء عشق من باش و با من عشق بورز تا از تمام زيبارويان بهرهمند شوى ) ( بيت 2 و 3 موقوف المعانى هستند ) ( صبا گفت اى حافظ ، من و تو محرم اين راز نمىباشيم ، پس از شراب قرمز حرف بزن و داستان بگو چون از عالم غيب فقط خدا خبر دارد ) خود تفسير كنيد . 2 - راهى را انتخاب كردهايد كه تصور مىكنيد قادر به ادامهء آن نمىباشيد درحالىكه « هيچ كارى نشد ندارد » بلكه اراده و همتى عالى مىخواهد تا انسان در راههاى زندگى موفق و سربلند به سر منزل مقصود برسد ، بنابراين با ارادهاى قوى و توكل بر خداوند و سرعت عمل و انديشه و با كمك از افراد با تجربه و دلسوز موفق خواهيد شد . 3 - از ديگران خرده مگير و حسابكشى مكن و عيوب مردم را بر نشمار ، بلكه به خود بياييد و دست به دامن عشق زنيد و در فكر و انديشه كار و حال خود باشيد تا موفق شويد . 4 - عزيزم ، نسيم هميشه خود را عادلانه بين گلها تقسيم مىكند ، مانند نسيم ، عادل باشيم تا همهء گلها پيش قدممان بشكفند . 5 - مسافرت را توصيه نمىكنم ولى خريدوفروش عالى است و ازدواج عملى مىگردد طلاق نيز مراحل پايانى را مىگذراند و به صلح مىانجامد . 6 - به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد و نيت خود را بيان كنيد . 7 - نسبت به اقوام او كينه و وسواس به خرج ندهيد زيرا او خود نيز از آنها دلخوشى ندارد بلكه براى لجبازى طرفدارى مىكند ، چه بايد كرد ، تازهبهدورانرسيده است ! ! بايد ساخت و سوخت .